علي حمزه لوييان از رزمندگان دفاع مقدس از خاطرات ماه رمضان در جبهه ميگويد:
چفيهها را خيس ميکرديم و روي سر و صورتمان ميانداختيم تا از گرماي خشک آنجا کاسته شود.
فعاليتهاي معنوي و دعاهاي مخصوص اين ماه را در شب انجام ميداديم مخصوصا شبهاي احيا که سنگر حال و هواي خاصي داشت.
مقرر شد دعاي جوشن کبير را در خاکريز بخوانيم و آن شب باران شديدي ميآمد و ما زير باران، زير آسمان ابري و غم گرفته خوزستان دعا را خوانديم. براي رسيدن از سنگر خود به خاکريز فاصله زيادي بود و کفشهايم در گلهاي چسبنده مانده بود و بعد پاي برهنه به سمت خاکريز رفتم.
افطار ساده ما از نان و خرما تشکيل شده بود ولي تمام وجود بچهها از نعمتهاي الهي لبريز بود.
|