تبليغاتX
فریاد خاموش

فریاد خاموش

به دنبال پاسخ يك چرا؟ هستم

دعاي جوشن کبير زيرباران و شب‌هاي احيا

علي حمزه لوييان از رزمندگان دفاع مقدس از خاطرات ماه رمضان در جبهه مي‌گويد:

چفيه‌ها را خيس مي‌کرديم و روي سر و صورتمان مي‌انداختيم تا از گرماي خشک آنجا کاسته شود.

فعاليت‌هاي معنوي و دعاهاي مخصوص اين ماه را در شب انجام مي‌داديم مخصوصا شبهاي احيا که سنگر حال و هواي خاصي داشت.

مقرر شد دعاي جوشن کبير را در خاکريز بخوانيم و آن شب باران شديدي مي‌آمد و ما زير باران، زير آسمان ابري و غم گرفته خوزستان دعا را خوانديم. براي رسيدن از سنگر خود به خاکريز فاصله زيادي بود و کفش‌هايم در گل‌هاي چسبنده مانده بود و بعد پاي برهنه به سمت خاکريز رفتم.

افطار ساده ما از نان و خرما تشکيل شده بود ولي تمام وجود بچه‌ها از نعمت‌هاي الهي لبريز بود.

نویسنده: ناصر ملائي ׀ تاریخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 ׀ موضوع: ׀

درباره وبلاگ

دلم برايش تنگ شده است.
براي زيارت پنج گمنامي كه همچنان برعهد خود مانده‌اند
و براي ذرذره خون‌هايي كه خاكش را رنگين كرده است...
طلائيه را مي‌گويم.‌


لینکدونی

لینکهای روزانه

جستجوی مطالب

طراح قالب

© All Rights Reserved to faryadkhamosh.Blogfa.com / Theme by: iTheme

كدهای جاوا وبلاگ

قالب وبلاگ